فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
46
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
ذكر بعضى فوايد منزل قصر عارفان كه قرب مزار حضرت خواجهء نقش بندست اول روز در يورت مزار خواجهء نقش بند كتاب « جوهر الذات » حاضر گردانيدند و به قراءت بعضى از آن انواع فوايد رسانيدند . نوباوهء از آن آنكه در بعضى توحيدات شيخ فريد الدين عطّار اين مذكور بود كه وجود بنده در مراتب فنا بجايى ميرسد كه هستى او مطلقا بر طرف مىشود و غير حق در آنجا هيچ نيست ، هر چه بنده كند حق كرده باشد و هر چه گويد او گويد و بنده اصلا در ميان نباشد . اين فقير اين معنى را از ابيات شيخ تقرير كردم . حضرت خان فرمودند : كه چند بار گفتيم كه خواجهء پارسا فرموده : وجوديه سه طايفهاند ، دو ازيشان كافر و يكى مؤمن و من ميگويم كه هيچ وجودى مؤمن نيست ، خواه آنان كه بجزو و كل قايلند و خواه آنان كه بوجود مطلق قايلاند و خواه آنان كه بحلول و اتحاد قايلند . فقير گفتم : سخن حضرت شيخ و استحسان او فرمودهء حسين منصور حلاج را در « انا الحق » و غير آن يا محمول است باشتباه حقيقت بمجاز زيرا كه برو ملتبس شده كه « انا الحق » منصور بر طريق حقيقت است يا بر طرز مجاز . اگر بر آنست كه بر طرز حقيقيت است مخالف « 1 » است با شريعت و حقيقت كه از كلام بايزيد و جنيد و امثال ايشان قدّس اللّه ارواحهم اجمعين مستفاد مىشود و اگر بر آنست كه بر طرز مجازست كه ارادت او اين باشد كه « انا الفانى فى الحق » اين سخنى است كه همه محقّقان برانند و معنى اين فنا اتحاد دو يك نيست زيرا كه آن باطل است به بديههء عقل و العجب شيخ محيى الدين ابن العربى البته جازم است بر آنكه تا چيزى محال نيست نزد عقل با توحيد مخالفت دارد و عجب مبالغه درين باب كرده در كتاب خود . حضرت خان فرمود : فنا در تقرير نمىآيد و شرح آن بتحرير راست نيست [ 19 پ ] و هر كس از فنا به قدر مشرب خود چيزها فهميده و معنى فنا فناء صفت است و فى الواقع مختار غزالى از جملهء صوفيان اينست
--> ( 1 ) - اصل : مخالفت